Thursday, January 5, 2017

جریان چپ و تنوع دینداری در جامعه سرمایه‌داری





در نوشته‌ای دیگر، به نگرش فرانکفورتی‌ها به دین اشاره کردیم. حال به موضع طیف دیگری از جریان چپ به دین اشاره کنیم. این گروه بر این باورند که باورهای دینی شناختی نیستند، یعنی آنچه که یک شخص دیندار باور دارد نباید همانند باورهای مثلا علمی مورد بررسی عقلانی قرار بگیرد، بلکه اینگونه باورها بر اساس یک نوع نیاز در افراد بوجود می‌آیند و مادامی که آن نیاز برطرف نشود باور دینی نیز از بین نخواهد رفت. از آنجایی که افراد در جوامع طبقاتی فعلی از فقر و تبعیض رنج می‌برند در واقع دین یک نوع نیاز برای کنار آمدن با این شرایط ناگوار زندگی است. در نتیجه برخی از اعضای جریان چپ نتیجه می‌گیرند که نقد کردن دین و باورهای دینی با واکنشی که مواجه می‌شود، واکنشی است وجودگرایانه، یعنی دفاع از آنچه به زندگی مملو از درد و رنج آنها معنا می‌دهد. در کنار این نگاه، برخی این نکته را هم اضافه می‌کنند که افرادی که از رفاه مالی برخوردار هستند، دیگر نیازی به باور دینی برای التیام بخشی به درد و رنج‌هایشان ندارند و هنگامی که این طیف به نقد باورهای دینی طبقات محروم می‌پردازند، عقل‌گرایی یا نقادی دین مطرح نیست، بلکه آنچه واقعا در جریان است فرم دیگری از نبرد طبقاتی است. در این نگرش، تنها یک جامعه غیرطبقاتی می‌تواند نیاز به دینداری را از بین ببرد، در نتیجه تا زمانی که سرمایه‌داری (یا دیگر سیستم‌های تبعیض‌آمیز) از بین نروند نیاز به دینداری از بین نخواهد رفت.

در نگاه اول به نظر می‌آید که این نوع نگاه به لحاظ تجربی دچار مشکل است: خیلی راحت می‌توانیم افرادی از طبقات محروم پیدا کنیم که دیندار نیستند، و افرادی از طبقات متوسط یا حتی سرمایه دار پیدا کنیم که دیندار هستند. ولی اگر بخواهیم به این نوع نگرش قدری همدلانه‌تر نگاه کنیم و آن را بازسازی کنیم می‌توانیم بگوییم که نوع دینداری طبقات محروم با دینداری دیگر طبقات یکسان نیست. در نتیجه در نقد دین، باورهای دینی و نهاد دین می‌بایست به این تنوع توجه کرد. چرا که وقتی شخصی از طبقه محروم برای آرامش به دین روی می‌آورد، حمله به باور دینی او یعنی مسکن و آرامش‌بخش او را از او می‌گیریم. تفاوت این نوع دینداران با شخصی که به یک نهاد دینی تعلق دارد و از آن طریق ثروت کسب می‌کند کاملا مشهود است. اگر این شخص به ترویج خرافه یا تبعیض بپردازد نقد نکردن او را نمی‌توان با نگرشی که مطرح شد توجیه کرد. بخصوص که خرافه و تبعیضی که این طبقه ترویج کنند به طور مستقیم در زندگی دینداران محروم نیز تاثیر خواهد گذاشت (آنها این سخنان را به عنوان سخنان الهی یا دینی خواهند پذیرفت). بنابراین، نقد نکردن نهادهای قدرتمند دینی نه تنها کمکی به دینداران طبقات محروم نمی‌کند، که می‌تواند به آسیب مضاعف آنها منجر شود.

نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...