Tuesday, December 27, 2016

گروهها و نهادها چه می‌گویند؟


بحثی مهم در معرفت‌شناسی، گواهی گروه‌هاست؛ برای مثال میشنویم که جمعیت امام علی در مورد وضعیت زندگی افراد در سیستان و بلوچستان گزارشی تهیه کرده است، یا کمیته امداد امام خمینی اعلام میکند که میزان کمک‌های افراد به خیریه افزایش پیدا کرده، یا قوه قضاییه گزارشی مبنی بر افزایش یا کاهش اعدام‌ها ارائه کرده است. منظور از گواهی گروه‌ها چنین گزارش‌ها و اعلان‌هایی است. سوالات مهمی در این رابطه مطرح میشود، از جمله اینکه آیا باید گواهی گروه را به عنوان گواهی اعضای آن گروه بپذیریم یا چیزی بیش از آن؟ همینطور آیا این گواهی را باید بازتاب‌دهنده نظرات همه اعضای گروه بدانیم یا بخشی از اعضای گروه؟ و نیز در چه شرایطی باورهای ما نسبت به گواهی گروه موجه است؟


تولفسِن یکی از افرادی است که در این زمینه مقالاتی نوشته است. دیدگاه او این است که گواهی یک گروه ضرورتاً گواهی همه اعضای آن گروه نبوده و در واقع لازم نیست که حتی دیدگاه بخشی از اعضای آن گروه نیز باشد. برای اینکه اعتبارِ گواهی یک گروه را بررسی کنیم، اثبات راستگوییِ تک‌تکِ اعضای گروه کمک‌کننده و کاربردی نیست. برای این منظور باید بررسی کنیم این گروه در کلیتِ خود و به عنوان یک عامل مجزا آیا قابل اعتماد بوده و کارآیی دارد یا نه.


از آنجا که معرفت‌شناسی بسیار فردگرایانه بوده و به دانش فرد از جهان برمیگردد ممکن است این سوال مطرح شود که چرا گواهی گروه در معرفت‌شناسی موضوعی مورد توجه است. ولی تولفسن بر این باور است که ما میتوانیم گروه‌ها را به عنوان عامل‌هایی در نظر بگیریم که میتوانند چیزی بدانند و به ما اعلام کنند. یعنی به عبارت دیگر میتوانیم اینطور در نظر بگیریم که گروه‌ها هم مانند افراد باورهایی دارند و به دیگران منتقل میکنند. منظور از گواهی اطلاعاتی است که ما از افراد دیگر از طریق نوشتار یا گفتار به دست میآوریم. بنابراین گواهی یک گروه را معمولاً یا از طریق سخنگو و یا گزارش مکتوبِ آن گروه دریافت میکنیم. یک نوع نگاه به گواهی گروه این است که گواهی یک گروه را، همه اعضای آن گروه تصدیق میکنند و از این روست که این گواهی را به آن گروه منتصب میکنیم. تولفسن به این دیدگاه منتقد بوده و معتقد است که نه ضروری است و نه کافی که همه اعضای یک گروه با گواهیِ گروه هم‌نظر باشند یا آن را تصدیق کنند. یک دلیل این است که گزارش‌هایی که به کمیسیون این گروه‌ها ارائه میشود معمولاً با جزئیات زیادی همراه بوده، طولانیاند و پیچیدگیهای زیادی دارند و توسط متخصصان و کارشناسان متعددی تهیه شده‌اند و حتی ممکن است بعضی از افرادی که در فرآیند تحقیقات و گزارش‌ها و قراردادها بوده‌اند، اصلاً عضو این گروه نباشند.


 طبعاً بعضی از اعضای گروه مورد نظر ممکن است در مورد محتوای بخش‌هایی از تحقیقات و گزارش‌ها اطلاعی نداشته، و حتی مخالف بخش‌هایی از گزارش باشند. بنابراین دور از ذهن نیست که مثلاً همه اعضای شورای نگهبان یا اعضای قوه قضاییه یا هر گروه دیگر در جریان تحقیقاتی که آن گروه را به نتایجی میرساند، نباشند. بخشی از اعضا ممکن است برای مثال از علم آمار چیزی ندانند، از شرایط مردم در استان‌های دیگر مطلع نباشند، در زمینه روانشناسی یا جامعه‌شناسی اعدام هیچ دانشی نداشته، یا راجع به تاریخچه انتخابات و اینکه چگونه در سیستم لیبرال انتخابات مطرح شده، آگاهیای نداشته باشند. پس به این ترتیب تایید گواهی توسط همه اعضای گروه ضروری نیست. ضروری نبودن از طرفی به دلیل ناآگاهی اعضا از همه جنبه‌های عملکرد گروه –که نتیجه تخصصی بودن وظایف اعضا در گروه است-، و از طرف دیگر به علت مخالفت یک یا بخشی از اعضای گروه با نتایج به دست آمده است. برای کافی نبودن باید بگوییم هر آنچه یکی از اعضای گروه بیان میکند، به عنوان گواهی گروه پذیرفته نمیشود؛ مثلاً اگر یکی از اعضای ارشد قوه قضاییه در یک جمع خصوصی نظر شخصی خود را راجع به مساله‌ای بیان کند، یا نظرش را در مورد موضوعی، در جایگاه سخنگوی گروه خود مطرح نکند، این سخن گواهی گروه تلقی نمیشود. صرفاً وقتی مشخص شود که این افراد به جای گروه درحال گواهی دادن هستند، این گواهی را گواهی گروه در نظر میگیریم.


گواهی گروه در زبان روزمره ما هم بسیار رایج است، مثلاً میگوییم دولت عزای عمومی اعلام کرد، مجلس اصلاحیه قانون کار را تصویب کرد، یا آموزش و پرورش در مورد تنبیه بدنی دانش‌آموزان بیانیهای صادر کرد. 


تولفسن اشاره میکند که ما در اینجا بین افرادی که از طرف خودشان سخن میگویند و افرادی که به جای یکی از این گروه‌­ها صحبت می­‌کنند، تفاوت قائل می‌­شویم؛ مانند سخنگوی دولت وقتی نقش سخنگوی دولت را دارد و وقتی به عنوان یک فرد مستقل نظرش را بیان می‌­کند. تولفسون می­‌گوید به جای اینکه گواهی گروه را به عنوان گواهی اعضای گروه در نظر بگیریم، اینطور نگاه کنیم که گواهی برخی از اعضای یک گروه به عنوان گواهی گروه در نظر گرفته می‌­شود وقتی که گروه آن را تصویب کند و در زمینه­ مناسب مطرح می­‌شود؛ یعنی فقط وقتی به شما اجازه داده شود که به جای گروه صحبت بکنید می‌­توانید چنین کاری بکنید و حتی اگر هم که چنین اجازه­‌ای داشته باشید باید در مکان مناسب مثلاً در یک کنفرانس خبری بیان کنید. 


برای اینکه گواهی یک گروه قابل اعتماد باشد باید به رفتار خود گروه توجه کنیم یعنی بررسی کنیم که برای مثال شورای نگهبان، قوه­ قضاییه یا جمعیت امام علی در موارد قبلی گزارش‌­های درست و معتبری داده‌­اند یا اینکه شواهدی علیه‌­شان وجود دارد و... . از آنجایی که از نظر تولفسن گواهی گروه به گواهی تک‌­تک اعضای آن گروه قابل تقلیل نیست بنابراین قابل اعتماد بودنِ گواهی یک گروه با قابل اعتماد بودن تک‌­تک آن اعضا یکی نیست. چند دلیل وجود دارد: قابل اتکا بودن افراد دلیل کافی برای قابل اعتماد بودن گروه نیست.


یک گروه از افراد قابل اتکا ممکن است گزارشی غیرقابل اتکا ارائه بکنند، زیرا ممکن است این گزارش کارهیچ یک از اعضای گروه نباشد مثلاً بدین شکل که قراردادی با یک تیم حرفه‌­ای بسته شود تا کاری در زمینه­ تخصصشان انجام دهند و این تیم گزارشی نامعتبر از کارش تهیه کرده و گروه این گزارش غلط و غیرقابل اعتماد را به عنوان گواهی خود به عموم مردم ارائه می‌­دهد. دیگر اینکه در یک گواهی گروهی معمولاً نمی‌­توانیم بفهمیم که در این گروه چه کسی چه چیزی ارائه کرده و چه کسی یا کسانی از گروه سمبه پرزورتری داشته­‌اند که چنین نتیجه‌­ای حاصل شده است. همچنین شواهدی تجربی وجود دارد که گاهی گروهی از افراد غیرمتخصص از تنها یک فرد متخصص قابل­ اعتمادتر است و این خود می­‌تواند به عنوان دلیلی در نظر گرفته شود که گواهی گروهی از افراد غیرقابل اتکا ممکن است از یک فرد قابل اتکا، قابل اعتمادتر باشد، چون این احتمال وجود دارد که این افراد اشتباهات هم را تصحیح کنند و خود همین شواهد تجربی نشان­دهنده­ی این است که اعتماد کردن به فرد برای اینکه یک گروه قابل اعتماد باشد، ضروری نیست.


بنابراین برای اینکه بخواهیم گواهی گروهی را در نظر بگیریم به جای اینکه روی افراد تشکیل‌دهنده آن گروه تمرکز کنیم باید خودِ گواهی گروه را از نظر اعتبار و اتکا بررسی کنیم. ولی از آنجا که گروه‌ها با انسان‌ها فرق دارند، چنین کاری چگونه ممکن است؟ در این مورد تولفسون دو پیشنهاد می‌دهد: یک اینکه در مورد اهداف و منافع گروه‌ها اطلاعات کسب کنیم. این اطلاعات به ما کمک می­کند که بفهمیم چه جهت‌گیری‌هایی می‌تواند گواهی‌های گروه را تحت تاثیر قرار دهد و از این طریق قابل اعتماد بودن گواهی را بررسی کنیم. خودِ تولفسن مثالی می­زند که وقتی گزارش جنایتی توسط یک لابی اسلحه ارائه شود و در این گزارش بیان شود که استفاده از اسلحه موجب امنیت می‌گردد، در اینجا ما دلیل خوبی داریم که این گزارش را زیر سوال ببریم، زیرا منافع این گروه ایجاب می‌کند که چنین گزارشی ارائه گردد. دوم اینکه آرشیو سوابق این گروه را به لحاظ تاریخی بررسی کنیم، آیا گزارش‌هایی که ارائه کرده‌اند معتبر بوده‌اند یا چه میزان معتبر بوده‌اند. یکی دیگر از موارد چالش‌برانگیز که باید به آن فکر کرد این است که وقتی گروهی گواهی غلط ارائه می‌دهد آیا باید اعضای گروه را مواخذه کرد و یا اینکه اصلاً خود گروه را چگونه می‌توان مواخذه کرد؟

پست آخر.

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند لب های باز ما را بگذار تا بدوزند بگذار خون ببارد از روی سینه ما روزی شکفته گردد گلهای کينه ما