Wednesday, September 28, 2016

مارکس و دینداری در دولت مدرن



مارکس در کتاب «درباره مسئله یهود» به نقد موضع برونو باور درباره حق شهروندی و حقوق بشر یهودی‌ها (*) می‌پردازد. مسئله‌ای که همچنان مورد بحث است و در کشورهای متفاوت پیروان ادیان متفاوت بنا به دلایل سیاسی و گاه الهیاتی از حقوق شهروندی یا حقوق بشر محروم می‌شوند.

برونو باور چند دلیل برای اینکه چرا یهودی‌ها نمی‌توانند شهروند باشند یا از حقوق شهروندی برخوردار باشند آورده بود که دو دلیل عمده آن عبارتند از:


1)     یهودی‌ها دین خود را به دولت ترجیح می‌دهند و وظایف دینی خود را بر وظایف سیاسی خود مقدم می‌شمارند؛ یهودی‌ها اصلا نمی‌توانند شهروند دولت مدرن باشند.

2)    ماهیت دین یهود و خودخواهی یهودیان خود مانعی است برای اینکه یهودی‌ها از «حق» برخوارد باشند.  

برونو باور همچنین در مورد دولت مسیحی می‌گوید که این نوع دولت ماهیتا نمی‌تواند پذیرای یهودی‌ها باشد چرا که یهودیت شامل احکام و قواعد و قوانینی غیرقابل تغییر است و دینی است که انسان بودن را به یک مشخصه مانند ختنه شدن محدود می‌کند و دیگر اینکه دولت مدرن نمی‌تواند رهایی افراد دیندار را تضمین کند چرا که دیندار بودن با رهایی در تعارض است.

مارکس در نقد برونو باور به همه این موارد می‌پردازد. مارکس در پاسخ به برونو باور با توجه به تجربه آمریکا و فرانسه می‌گوید دولت مدرن با حکومت دینی همخوان نیست ولی نافی دین در عرصه مدنی نیست حال چه این دین یهودیت باشد چه هر دین دیگری. مارکس می‌گوید که نه تنها حقوق بشر مانعی برای دینداری یهودیان نیست بلکه حقوق بشر برای محافظت از اموری مانند باور دینی و خواسته‌های شخص طراحی شده بود. مارکس علاوه بر این می‌گوید که دیندار بودن به طور کلی هم دلیلی برای اینکه شخصی را از حقوق شهروندی محروم کنیم نیست یا به عبارتی از نظر مارکس حقوق بشر تنها برای خداناباوران نیست. او با اشاره به تجربه کشور آمریکا می‌گوید که هر شخصی حق دارد و آزاد است از ایمان و اعتقاد مورد نظر خود پیروی کند. 

مارکس بر این باور نیست که برای تحقق رهایی واقعی باید یهودی‌ها یا پیروان دیگر ادیان را از حق شهروندی محروم کرد. مارکس با دینی بودن دولت مدرن مخالف است ولی نه تنها این را دلیلی برای محروم بودن پیروان ادیان از حق نمی‌داند که دولت مدرن را تضمین کننده حقوق دینداران و غیردینداران می‌داند.

در آن زمان «حقوق مرد» داشتیم نه «حقوق بشر» که این نکته از اهمیت تاریخی برخوردار استhttps://ssl.gstatic.com/ui/v1/icons/mail/images/cleardot.gif

پست آخر.

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند لب های باز ما را بگذار تا بدوزند بگذار خون ببارد از روی سینه ما روزی شکفته گردد گلهای کينه ما