Friday, February 12, 2016

علم و ادیان متفاوت






علم و ادیان متفاوت (یهودیت، اسلام، مسیحیت، هندوئیسم، بودیسم)

هرگاه سخن از علم و دین به میان می‌آید، گویی فراموش می‌کنیم که ادیان متفاوتی وجود دارند و ممکن است هر یک رابطه متفاوتی با علم برقرار کنند. در رابطه «مسیحیت و علم» اغلب پرسش‌هایی که مطرح می‌شود، پرسش‌هایی از قبیل این است که چگونه ممکن است جهان در شش روز آفریده شده باشد. ولی در یهودیت از آنجایی که تمرکز بر قوانینی است که افراد باید از آنها تبعیت کنند این‌گونه پرسش‌ها چندان اهمیتی پیدا نمی‌کنند. همچنین تفسیر استعاری متون دینی، نزد یهودیان امری جاافتاده است (به خصوص پس از تخریب معبد دوم اورشلیم). از این رو یهودیت در کل در مواجهه با علم مدرن رویکرد مثبتی داشته و پذیرای یافته‌های علمی است. از جمله پرسش‌های علمی که برای یهودیان مهم است تفاوت انسان و حیوان، بارزه مشخص انسان‌ها، خودخواه یا دگرخواه بودن انسان‌ها، و امکان خلق روباتی که از انسان‌ها قابل تمایز نباشد است. البته این بدین معنا نیست که همه یهودی‌ها و علمای یهود این چنین به علم می‌نگرند، منظور جو غالب در پیروان یهودیت است. 

برای مسلمانان رابطه بین علم و دین با یهودیان تفاوت زیادی دارد و به مسیحیت شباهت زیادی دارد. با اینکه «فلسفه طبیعی» که مادر علم مدرن است در تمدن اسلامی رونق گرفت، در حال حاضر مسلمانان زیادی به دنبال «علم اسلامی» هستند. از نظر آنها فروکاهش و ماده‌گرایی، خصوصیات علم مدرن است و تنها به شرطی که وجود خداوند و متافیزیکی صحیح را بپذیریم می‌توانیم علمی داشته باشیم که اسلامی باشد. یکی از رویکردهای متداول بین علاقه مندان به علم اسلامی این است که با خوانش دقیق قرآن ادعاهای علم را با توجه به این آیه‌ها ارزیابی می‌کنند تا در صورتی که ارزش‌ها و منافع غربی در آنها نهان باشد آنها را شناسایی کنند. از جمله مسائلی که برای آنها مهم است وابستگی تمام معرفت به خداوند، نظم در طبیعت، برتری انسان‌ها به حیوان‌ها و هدفمند بودن خلقت است. در حالی که برخی از مسلمانان قرآن و حدیث را کافی می‌دانند، برخی دیگر می‌خواهند با استفاده از فلسفه، نگرش به اصطلاح ماده‌گرایانه در علم را تغییر دهند. در حالی که برخی دیگر به امکان تفسیر استعاری برخی از آیات و برخی دیگر به ترویج نگرش لیبرال به اسلام می‌پردازند و در نهایت برخی با استناد به میراث عرفانی استدلال می‌کنند که آنها می‌توانند خداوند را از طریق طبیعت تجربه کنند و بنابراین نیازی به تفسیر لیبرال برای علم نیست. 

علاوه بر ادیان ابراهیمی، دیگر ادیان نیز رویکرد و نگرش خاص خود را به علم دارند. در هندوئیسم که در بدو امر، بر اساس وادهایی که بر مناسک و درمان تاکید داشتند شکل گرفته بود، از خدایان بسیاری صحبت می شد، ولی بعدها یک سیستم فلسفی و دینی به نام ودانتا از آن حاصل شد. در تصور جدید واقعیت نهایت براهمن است و خدایان متفاوت و هرآنچه در جهان وجود دارد جلوه اوست. بنابراین جهان را می‌توان به اشکال متفاوت بررسی کرد. جهانی که علم توصیف می‌کند هم یکی از جلوه‌های خداوند است. از آنجایی که برای هندوها، واقعیت نهایی آگاهی یا روح است، با دوگانه انگاری ذهن و بدن مخالف هستند و در عین حال بر این باورند که هر موجود زنده‌ای روح یا «اتمان» دارد که پس از مرگ به موجود زنده دیگری منتقل می‌شود و هدف از پیروی از مناسک هندو رهایی از این چرخه است. هندوها دوست دارند با مطالعه هشیاری به ماهیت «اتمان» پی ببرند. در این راستا با دانشمندان مخالفت‌هایی دارند. دانشمندان هندو تلاش دارند در تمامی شاخه‌های علمی تاثیر پررنگ هشیاری را نشان دهند و با تبیین‌هایی کاملا ماده گرایانه مخالفند. برخی از هندوهای محافظه کار همانند محافظه کاران مسیحی و مسلمان بر این باروند که تمام اکتشافات علمی در وداها موجود هستند و با تمرکز بر یافته‌های علمی که آموزه‌های علمی را تایید می‌کند هندوئیسم را برتر از بقیه ادیان برمی‌شمارند. 

بودیسم قدری با دیگر ادیان متفاوت است. بودیسم موفق‌ترین دین در برقراری هارمونی با علم بوده است. تاکید بودیسم بر مراقبه است و تاکیدی بر پیروی از باورهای سنتی وجود ندارد. همچنین دالای لاما عنوان کرده است که هر کدام از باورهای بودائی با علم مدرن در تعارض باشد، او طرف علم را می‌گیرد. ولی در عین حال باید توجه داشت که برای بودایی‌ها، جهان سیستمی طبیعی که از ارزش رها باشد نیست، چرا که آموزه بودا این بوده که هرچیزی که وجود دارد به این خاطر است که ارزش دارد. بنابراین مراقبه برای پرورش حس نوع دوستی به همه موجودات جهان است. این در حالی است که در علوم طبیعی تاکید بر این است که جهان طبیعی، فاقد ارزش‌ها و قابل فروکاستن به ذرات فیزیکی است. 

بودائی‌ها تمرکز بسیار زیادی بر هشیاری، از جمله هشیاری در انسان‌ها، گونه‌ها متفاوت آن در انسان و حیوان، محتوا و تاثیرات آن دارند. بنابراین، بودائی‌ها به مطالعه علوم شناختی، علوم اعصاب، روانشناسی تکاملی، ژنتیک و فرگشت علاقه دارند. علاوه بر این بودائی‌ها با پدیدارشناسان نیز همکاری‌هایی دارند.

در مجموع، با توجه به واکنش کلی دینداران می‌توان گفت اسلام و مسیحیت بیشترین اختلاف نظر را با علم مدرن دارند در حالی که بودیسم کمترین اختلاف نظر را با علم مدرن دارد. 

 طراحی هوشمند و فرگشت

طراحی هوشمند از جمله واکنش‌های دینداران به فرگشت است. پیروان «طراحی هوشمند» بر این باورند که جهان طرح ریزی شده است و این شاهدی بر وجود طراحی هوشمند است. به عنوان مثال گفته می‌شود این حجم از اطلاعات در جهان، نمی‌تواند بدون طراح وجود داشته باشد. یا سیستم‌های پیچیده را نمی‌توان فروکاست. از این رو، فرگشت نمی‌تواند تبیینی در این زمینه ها ارائه کند، و بنابراین تنها با در نظر گرفتن طراحی هوشمند می‌توان طراحی موجود در این جهان را توضیح داد. 

تا بدین جا به نظر می‌رسد، اختلاف نظر بین پیروان طراحی هوشمند و فرگشت، اختلاف نظری فلسفی است. اختلاف نظری که مبتنی بر ارائه استدلال برای وجود یا عدم وجود طراحی از پیش تعیین شده برای جهان است. ولی پیروان طراحی هوشمند، موضع خود را علم می‌نامند و بر این باورند که طراحی هوشمند علمی نسبت به فرگشت، برتر است. تا بدین لحظه هیچ نظریه‌ای در بیولوژی بر مبنای طراحی هوشمند ارائه نشده است، و از آنجایی که با استدلال فلسفی و تفسیر فلسفی نمی‌توان علم تجربی بدست آورد، دست کم با وضعیت فعلی این نگرش، ارائه نظریه علمی غیرممکن به نظر می‌آید. 

مسئله این است که «طراحی هوشمند» نمی‌گوید که وجود طراحی در طبیعت می‌تواند ما را به باور به خدا برساند، یا دلایلی فلسفی برای وجود خداوند ارائه می‌کند، بلکه ادعای طراحی هوشمند این است که اگر خلقت جهان و از پیش طراحی شده بودن جهان را بپذیریم، می توانیم تبیین علمی بهتری از آنچه علوم طبیعی موجود به دست می دهند، ارائه کنیم. حال باید منتظر ماند و دید که آیا از این رویکرد می‌توان نظریه ای علمی بدست آورد یا خیر. 

بسیاری از دینداران وجود نظم در جهان را عاملی برای حیرت یا باور به خدا می‌دانند. یکی از مشکلاتی که بوجود می‌آید این است که این گونه از دینداران به اشتباه گمان می‌کنند که طراحی هوشمند نیز همان حیرت، یا استدلال فلسفی است در حالی که طراحی هوشمند ادعای علمی بودن دارد. 

حال می‌توان پرسید که آیا واقعا فرگشت ضد دین است؟ افرادی مانند دنیل دنت بر این باورند که فرگشت و بیولوژی جایی برای باور به خداوند یا دین باقی نمی‌گذارد. این سخن هم می‌تواند درست باشد هم غلط. بستگی دارد چه نوع تصوری از خدا مطرح باشد. اگر تصور دینی دیندارانی بر این باشد که موجودات زنده از ابتدا به همین شکلی که هستند بوده‌اند و هیچ تغییری نکرده‌اند، در این صورت یا این باور دینی صحیح است یا فرگشت. فرگشت یکی از قوی‌ترین نظریه‌های علمی موجود است، چرا که شواهد بسیار زیادی آن را تایید کرده‌اند، و هنوز هیچ شاهدی که آن را نقض کند پیدا نشده است بنابرین در چنین شرایطی شخص دیندار می تواند به جای در نظر گرفتن خلقت موجودات به شکل کنونی، به عنوان یک باور دینی صحیح، آن را یک باور علمی اشتباه در نظر بگیرد در این صورت رقابت بین دو باور علمی مطرح است، و از آنجایی که شواهد تجربی عیار نظریه های علمی را تعیین می کنند می توان با توجه به شواهد تجربی فرگشت را انتخاب کرد. همچنین از آنجایی که فرگشت وجود طراحی از پیش تعیین شده (دست کم به شکلی که قبل از فرگشت، انسان‌ها به آن باور داشتند) را زیر سوال می‌برد، دینداران می‌توانند به تعریف جدیدی از طراحی و نظم در هستی ارائه کنند. در غیر اینصورت می‌توانند به یافتن نظم یا طرحی در خود فرگشت بپردازند. 

ما انسان‌ها از قصدیت صحبت می‌کنیم، در سطح روانشناختی ما انسان‌ها چنین خصوصیتی را دارا هستیم. یعنی قصد می‌کنیم کاری را انجام دهیم. ولی اگر بپذیریم که روان ما انسان‌ها به فرگشت یا بیولوژی قابل فروکاست است آنگاه باید بپذیریم که قصدیت وجود ندارد. علاوه بر این، پدیده‌های زیادی در زندگی اجتماعی ما، آنچه یاد می‌گیریم، و کارهایی که انجام می‌دهیم، تحت تاثیر محیط و فرهنگ است. هرچند ژن‌های ما امکان یادگیری ما از محیط و فرهنگ را فراهم می‌کند ولی نمی‌تواند به تنهایی فرهنگ و محیط را تبیین کند. بنابراین، فرگشت تبیین کننده همه پدیده‌های بشری نیست. فرگشت نمی‌تواند وجود ذهن برای بشر، یا وجود ذهنی دیگر (خداوند) را نفی یا تایید کند. فرگشت آنچنان که هست، نه دلیلی برای نفی خداوند و نه دلیلی برای اثبات اوست. بنابراین، دینداران هم می‌توانند به یکی از مهم‌ترین نظریه‌های علمی که زندگی بشر را متحول کرده است پایبند باشند.  

Clayton, P. (2013). Religion and science: the basics. Routledge.

نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...