Thursday, November 12, 2015

جک های توهین آمیز


جک های توهین آمیز
راجر اسکروتن
زهیر باقری نوع پرست

هر بحثی در مورد آزادی بیان باید با دو مسئله مهم مواجه شود: جک و نژاد. جک ها نقطه نظر نیستند ولی میتوانند به همان اندازه موجب رنجش شوند. آیا باید همان آزادی که برای بیان دیدگاهها وجود دارد برای جک گفتن هم وجود داشته باشد؟ مسئله نژاد در جوامع مدرن به پرسش مهمی تبدیل شده است. وحشتناک ترین نسل کشی در تاریخ معاصر، هالوکاست، به این دلیل رخ داد که افراد در تنفر نسبت به یهودی ها خود را آزاد می دیدند و این نفرت را در گفتاری که توسط قانون از آن حمایت می شد ابراز می کردند. از سرکوب سیاه پوستان در آمریکا و محروم کردن آنها از امتیازهای شهروندی در دوران معاصر آزادانه  دفاع می شد. در این مورد نیز دیدگاهها توسط قانون محافظت می شدند. آیا این موارد باور رایج فعلی که آزادی بیان به خودی خود خوب نیست را توجیه نمی کند؟ گروههایی که در معرض نفرت جمعی هستند نباید از سواستفاده از آزادی بیان محافظت شوند؟ این دو مسئله برای ما خیلی مهم هستند. ماجرای شارلی در فرانسه به ما یادآوری می کند که جک می توانند موجب چنان رنجشی شود که خشونت آمیزترین واکنش ها را برانگیزد. همچنین نباید تعجب کنیم که کمدین فرانسوی دیدونه که به صورت منظم جک های یهودی ستیزانه در استندآپ کمدی ها خود تعریف می کند از ورود به بسیاری از مکان ها در فرانسه و بلژیک منع شده است. ولی باید به یاد داشته باشیم که گاهی حتی وقتی توهینی رخ نداده افراد احساس توهین می کنند. فمینیست های رادیکالی وجود دارند که هر متنی را با دقت می خوانند تا جنسیت زدگی پنهان متن ها را پیدا کنند. حتی استفاده از ضمیر مذکر که به لحاظ گرامری برای ارجاع به مرد و زن فارغ از جنسیت نیز کاربرد دارد را توهین آمیز می دانند و استفاده از این ضمیر در تمام دانشگاههای آمریکا ممنوع شده است. اینچنین نیست که بخواهید به کسی توهین کنید بلکه با افرادی مواجه هستید که در توهین تراشی تخصص دارند و این هنر را طی سالها به حد اعلا رسانده اند و از هیچ چیز به این اندازه لذت نمی برند که شخصی که سخنی نادرست می زند را به دام بیاندازند. به طور معمول جک ها سعی دارند از اهمیت پدیده ها بکاهند تا بتوانید با آنچه که به می خندید احساس راحتی کنید. اغلب جک های قومیتی اینچنین هستند، روش های مواجهه با تنوع قومیتی هستند و به افراد کمک می کنند با قومیت خود احساس رضایت کنند و نسبت به دیگر قومیت ها احساس خطر نکنند. در برخی جک ها با قومیت خودتان شوخی می کنید. آدم ها جک  دوست دارند چون مسائل را تلطیف می کنند و تهدید واقعیت با تمام تنوعش را کمرنگ می کند. یک جک از دوران درگیری های ایرلند شمالی برایتان بگویم:
در خیابان مردی به مرد دیگری می رسد و اسلحه اش را روی سینه او قرار می دهد و از از او می پرسد: کاتولیکی یا پروتستانی؟ مرد دیگر پاسخ می دهد: آتئیست. در پاسخ دوباره از او می پرسد: آتئیست کاتولیک یا آتئیست پروتستان؟
طنزهای این شکلی به ابزورد بودن درگیری های مذهبی اشاره می کند و وانمودی که در آن وجود دارد: بهانه ای برای نفرت است و نه پاسخی به آن. به ما نشان می دهد که هنر توهین تراشی توسط افراد کوته نظر برای یافتن برتری بی دلیل نسبت به بقیه ما به کار گرفته می شود. البته جک های بسیار بدسلیقه داریم، جک هایی که نگرش پلید و خبیثی را در خود دارند. ما به کودکان خود یاد می دهیم که جک های این مدلی نگویند و وقتی دیگران این گونه جک ها را تعریف می کنند نخندند. طنز از قضاوت های اخلاقی تاثیر می پذیرد، امیدواریم که ما را به سمت پذیرفتن یکدیگر و بخشش پیش ببرد و ما را از تحقیر و شرارت دور کند. ولی با جک هایی که موجب رنجش هستند چگونه باید مواجه شویم؟ نمی توانید علیه رنجش قانون گذاری کنید، هیچ قانون گذاری، ابداع جرم و مجازات جدید نمی تواند نقیضه، بخشش و نیت خوب را به ذهن هایی که در رنجیده شدن تبحر یافته اند معرفی کند. این قضیه در مورد فمینیست های رادیکال، فرقه گرایان و اسلام گرایان افراطی صادق است. در حالی که ما وظیفه اخلاقی داریم به این افراد بخندیم، آنها نیز خندیدن را برای ما به کاری خطرناک تبدیل کرده اند. ولی هیچ وقت نباید فراموش کنیم که این آنها هستند که متجاوز هستند نه ما. افرادی که به هر نوع تمسخری بدبین هستند و هرگاه فکر می کنند آن را کشف کرده اند با خشمی سازش ناپذیر واکنش نشان می دهند خطاکاران واقعی هستند.
سخنان نژادپرستانه چطور؟ آیا با دیگر انواع آزادی بیان تفاوتی دارد؟ یا دلیل به خصوصی برای مجرمانه دانستن آن وجود دارد؟ آیا هالوکاست ممنوعیت ایده هایی که منجر به شکل گیری آن شدند را توجیه می کند؟ بسیاری بر این باور هستند. قانون فرانسه یک گام پیشتر رفته و آنهایی که وقوع هالوکاست را نفی می کنند را مجرم می شناسد. دیدگاههای نژادپرستانه صرفا به خاطر اینکه بیان آنها را ممنوع کرده ایم از بین نخواهند رفت. در واقع ممنوع کردن این سخنان ممکن است جذبه خاصی به این سخنان بدهد. افراد ممکن است فکر کنند که یهودی ها باید آدم های خیلی عجیبی باشند اگر اجازه گفتن این سخنان را نداشته باشیم. آنچه بیش از هرچیز دیگری در پروپاگاندای نازی ها علیه یهودیان مخرب بود،  بیان دیدگاههای کثیف نازی ها نبود بلکه تلاش برای سرکوب افرادی بود که تلاش می کردند این دیدگاهها را ابطال کنند. نبود آزادی بیان بود که باعث شد این ایده ها از کنترل خارج شوند بدون اینکه دیگران بتوانند آنها را تمسخر کنند. در نقطه مقابل یکی از دلایلی که سیاه پوستها در آمریکا توانستند به عنوان شهروندان برابر جایگاهی پیدا کنند آزادی بیان بود، آمریکایی ها را متقاعد کرد که استریوتایپ سازی نژادی هم غیرعقلانی و هم ناعادلانه است. سیاه پوستها توانستند نظراتشان را بیان کنند و نژادپرستها شکست خوردند.


نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...