Tuesday, October 27, 2015

سکس با ربات ها





مادامی که به دیگران آسیبی نرسانی میتوانی هر کاری که دلت می خواهد انجام دهی. این ایده که برگرفته از اندیشه های جان استوارت میل است به راهنمای اخلاق بسیاری از افراد تبدیل شده است. ولی باید در نظر داشت که این ایده راهنمایی برای چگونه اداره کردن جامعه و روابط بین فردی است. علاوه بر این، یکی از دلایلی که جان استوارت میل این اصل را تعریف کرده فراهم کردن شرایطی است که هر شخصی بتواند آزادانه فردیت خود را قوام ببخشید و تعریف کند. فردیت در گرو انتخاب است، و بهترین انتخاب ها از طریق گفت و گو و نقد و بررسی فراهم می شوند. پرهیز از آسیب رساندن به دیگران به ما نمی گوید چه کنیم، تنها به ما می گوید چه نکنیم. در این نوشته می خواهیم به سکس با ربات ها بپردازیم. سکس با ربات ها به دیگران آسیبی نمی رساند بنابراین بر اساس اصلی که به آن اشاره شد، اگر شخصی بخواهد با ربات ها سکس داشته باشد نباید جلوی او را گرفت. در این نوشته به بازداشتن شخصی از این عمل یا مجاز برشمردن آن برای دیگران پرداخته نمی شود، بلکه عمل سکس با ربات ها مورد بررسی قرار می گیرد.

هر یک از ما یک سوژه است، فارغ از اینکه مرد هستیم یا زن، رنگ پوستمان چیست، و به چه زبانی سخن می گوییم. در صورتی که با یک سوژه به عنوان ابژه رفتار کنیم، شان انسانی او را پایمال کرده ایم. سکس با سوژه عملی است که «با او» انجام می شود و نه «به روی او»، در صورتی که این اصل در نظر گرفته نشود با شخص مقابل در سکس مانند یک ابژه رفتار شده است. بنابراین سکس یک عمل فردی نیست، یعنی شخصی به تنهایی تصمیم نمی گیرد سکس داشته باشد، بلکه یک عمل جمعی است، یعنی دو نفر با هم تصمیم می گیرند عملی را انجام دهند. هنگامی که دو نفر این تصمیم را می گیرند و قصد می کنند سکس داشته باشند، هدفی را برگزیده اند. این هدف مشترک باید رفتارهای افراد را در طول این عمل هدایت کند، در واقع هدف مشترک هنجارِ عمل را تعیین می کند. هدف از سکس معمولا لذت بردن است و گاهی شامل مواردی دیگر ماننده بچه دار شدن نیز می شود. این هدف باید همواره در سکس به شکل «هدف مشترک» در نظر گرفته شود. برای رسیدن به هدفی مشترک به برنامه ای مشترک نیاز است. (1) این هدف و برنامه مشترک باعث می شود به لحاظ هنجاری طرفین برای رسیدن به هدف خود متعهد باقی بمانند. در صورتی که «هدف مشترک» به «هدفی شخصی» تبدیل شود سکس از حالت «با او» خارج شده و به حالت «به روی او» تبدیل می شود.

ربات های کنونی امکان تصمیم گیری و قصدیت ندارند، بنابراین امکان اینکه بتوان با آنها هدفی مشترک تعیین کرد و عمل جمعی انجام داد، به آنها متعهد شد یا تعهدی به آنها داد وجود ندارد. بدین ترتیب عمل جنسی با ربات ها هنجاری ندارد و هر کاری میتوان با ربات انجام داد (حتی قطع عضو). در اینکه ربات های فعلی ابژه هستند  شکی نیست، و قرار نیست با آنها مانند سوژه رفتار شود، به عبارت دیگر ربات ها ابژه هایی در جهان هستند و نه سوژه هایی که جهان برای آنها وجود دارد. (2)  دو مسئله وجود دارد، اول اینکه کاری که باید با سوژه ها انجام شود را نباید به روی یک ابژه انجام داد. مسئله دوم امکان تحقق هوش مصنوعی ربات ها در آینده است. ابتدا به مسئله اول بپردازیم. امکان توافق کردن یکی از پیش شرط های وقوع سکس است. برای اینکه بتوانیم توافق کنیم دست کم باید قدرت و امکان تصمیم گیری داشته باشیم. با ربات های فعلی از اساس نمی توان توافق کرد، همانطور که با شخص مرده یا شخص در حال کما نمی توان توافق کرد. حیوانات و کودکان نیز به ترتیب امکان و قدرت تصمیم گیری ندارند. هنگامی که پیش شرط وقوع عملی فراهم نشود، خود آن عمل هم انجام نمی شود. اگر شخصی به لذت بردن جنسی از ربات ها، یا شخص در حال کما یا کودکان مبادرت ورزد، در حال انجام سکس نیست. اینگونه اعمال معمولا تحت عنوان هایی همچون انحراف یا تجاوز شناخته می شوند.

 حال فرض کنید ربات های نسل های آینده مجهز به هوش مصنوعی شوند و بتوانند آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر گذاشته و حتی بتوانند احساسات انسانی از خود بروز دهند، و با مشاهده آنها به این باور برسیم که آنها امکان و قدرت تصمیم گیری دارند. در این حالت ربات ها چنین می نمایند که قدرت و امکان تصیم گیری دارند و پیش شرط وقوع سکس را بدست آورده اند. حال باید به بررسی خود عمل توافق پرداخت.  توافق کردن یکی از شروط اخلاقی سکس است. پیش شرط های هنجاری نیز در وقوع یک عمل نقش بسیار مهمی بازی می کنند. سکس بر اساس یک هدف مشترک امکان پذیر است، در صورتی که توافق روی ندهد رسیدن به هدف مشترک هم بی معنا خواهد بود، بنابراین آنچه روی می دهد سکس – که هدف مشترک بود – نیست. اگر با شخصی بدون حصول توافق، رابطه جنسی برقرار کنید اسم این عمل سکس نیست، بلکه تجاوز است. فرض کنیم ربات های نسل های آینده بتوانند به گونه ای رفتار کنند که ما به این باور برسیم که آنها قدرت تصمیم گیری دارند. یک مسئله این است که آزمون تورینگ طوری طراحی شده است که قرار است ماشین یا ربات ما را فریب دهد تا به این باور برسیم که او یک انسان است. این قضیه ما را به مشکل معروف وجود ذهن های دیگر می رساند. چگونه می توانیم مطمئن شویم که دیگران ذهن دارند، و صرفا ربات یا زامبی هایی نیستند که رفتارشان به گونه ای است که ما فریب می خوریم و باور می کنیم که انسان هستند.  جدای از بحث های معرفت شناختی موجود در این زمینه، اطمینان نداشتن به اینکه دیگران دارای ذهن هستند به شک می انجامد و شک نیز با عدم یقین و ناتوانی در شکل بخشیدن به حس اعتماد همراه است. ربات مورد نظر ما کاملا در این نمونه می گنجد، نمی توان در مورد انسان بودن او مطمئن شد و نمی توان به ابراز احساسات او اعتماد کرد- آیا واقعی هستند یا صرفا یک برنامه کامپیوتری و غیره. در صورتی که اعتماد وجود نداشته باشد چگونه میتوان «هدفی مشترک» تعریف کرد و به آن پایبند بود؟ رابطه جنسی با این ربات‌های پیشرفته (در صورتی که امکان تولیدشان باشد) در پیش زمینه خود شک و بی اعتمادی را در بنیادترین سطح ممکن به همراه دارد. از آنجایی که این ربات‌ها هم از نظر ظاهری و هم از نظر واکنش ها و رفتارها به گونه ای طراحی خواهند شد که نتوان انسان بودن یا نبودن آنها را تشخیص داد، این مسئله صرفا یک دغدغه فلسفی برای حصول معرفت یقینی از وجود ذهن های دیگر نخواهد بود، بلکه مسئله ای است که هر شخصی که بخواهد با انسان دیگری سکس داشته باشد باید بررسی کند که آیا طرف مقابلش ربات است یا انسان. اگر ایده آل دانشمندان هوش مصنوعی حاصل شود امکان تشخیص انسان یا ربات بودن طرف مقابل وجود نخواهد داشت.

حال فرض کنید با تمام این ملاحظات، شخصی به ربات های نسل فعلی که امکان تشخیصشان از انسان ها وجود دارد میل جنسی داشته باشد. در یک رویکرد میل جنسی مانند دیگر امیالی که داریم ما را به عمل وا می دارند و دلیل اعمال ما هم همین امیال هستند. (3) این نوع نگاه به عمل ابزاری است و نمی تواند بین رفتار ماده شیری که تمایل دارد از توله شیرهایش نگهداری کند و عمل انسان تفاوتی قائل شود. در رویکردی دیگر اگر دلیلی برای عمل ما وجود داشته باشد باید هنجاری باشد و امیال نمی توانند هنجاری باشند.  (4) امیال ما نمی توانند به ما بگویند چه کاری درست است یا غلط یا چه کاری را باید انجام دهیم یا ندهیم. میل جنسی داشتن نیز نمی تواند دلیلی برای انجام دادن یا ندادن عمل جنسی باشد، و نمی تواند به تنهایی درست یا غلط بودن عمل به خصوص جنسی را مشخص کند. اگر شخصی به رباتی میل جنسی داشته باشد این میل دلیلی برای برقراری رابطه جنسی با ربات نمی شود. برای اینکه دلیلی برای برقراری رابطه جنسی داشته باشیم نیاز به تعریف هدف داریم، همانطور که پیشتر اشاره شد هدفی مشترک که در آن سوژه بودن هر دو طرف لحاظ می شود و  عملی جمعی مبتنی بر توافق را ممکن می سازد. سکس با این خصوصیات همانند برخی دیگر از اعمال (مثلا خود گذشتگی و همدردی) ما را  از نیازهای شخصی و دیدگاه خودتنها انگارانه فراتر می برد و امکان بدست آوردن پرسپکتیوی پربارتر از پرسپکتیو سوژه به ابژه را فراهم می کند و امکان تجربه رابطه سوژه با سوژه را فراهم می کند. سکس با لذتی جسمانی همراه است، و این خود میتواند نشانگر این باشد که لذت بردن با  خودخواهی و خودبینی تلازم ندارد. سکس با ربات ها نه تنها بدین شکل ممکن نیست، بلکه الگویی برای رابطه جنسی از نوع سوژه و ابژه است و ما را از ایده سکس به عنوان رابطه «با او» دور کرده و به رابطه «به روی او» سوق می دهد.

یکی از واکنش ها به امکان سکس با ربات‌ها، واکنش فمینیست‌هایی بود که عنوان می کردند که این ربات‌ها به نگرش ابژه‌ای به زنان دامن می زند. میتوان به این نگرانی این نکته را افزود، که این ربات‌ها (در صورتی که تنها برای مردها طراحی شوند) مردهای بیشتری را از رسیدن به نگرش «با او» در سکس محروم می کند، محرومیت از عملی که در عین لذت بخش بودن امکان فراتر رفتن از خود را فراهم می کند.  

(1)   برای مطالعه بیشتر در مورد این رویکرد به عمل جمعی به کتاب Shared Agency: A Planning Theory of Acting Together نوشته مایکل برتمن مراجعه کنید.

(2)   تعبیر ژان پل سارتر  در کتاب هستی و نیستی.

(3)   دیوید هیوم عقل را برده امیال می دانست، و خود امیال را دلیل اعمال می دانست.


(4)   برای مطالعه بیشتر در مورد این رویکرد به کتاب the constitution of agency  نوشته کریستین کرسگارد مراجعه کنید.


پست آخر.

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند لب های باز ما را بگذار تا بدوزند بگذار خون ببارد از روی سینه ما روزی شکفته گردد گلهای کينه ما