Sunday, June 7, 2015

سکس و انحراف جنسی

سکس و انحراف جنسی


رابطه جنسی انسان ها با حیوان ها چه فرقی میکند؟ کدام یک از روابط جنسی نرمال هستند و کدام یک انحراف جنسی هستند؟ در ادامه نظرات راجر اسکروتن را بخوانید.

راجر اسکروتن میگوید که فیلسوف ها به بررسی شرایط انسانی علاقه دارند، انسان بودن چگونه چیزی است؟ هشیاری، ذهن و تمام چیزهایی که شرایط انسان بودن ما را تشکیل می دهند و در عین حال مشکلات ما را نیز بوجود می آورند. سکس نیز یکی از این شرایط بشری است. افلاطون اولین فیلسوفی بود که موضوع سکس را خیلی جدی گرفت و مهم ترین وجه شرایط انسانی برای افلاطون سکس بود. 

اسکروتن میگوید، روانشناسی در جای لازم به کمک او که فیلسوف سده بیست و یکم است می آید، چرا که با فلسفه ذهن در ارتباط است و بسیاری از داده های تجربی‌ای که فیلسوف ها از آن استفاده می کنند را فراهم میکند. برای اسکروتن مهم ترین وجه بررسی سکس، این است که میل جنسی معطوف به چه کسی است و شرایط آن چیست. یا  «ما از سکس چه می خواهیم؟» این سوال از نظر فلسفی سوال دشواری است چرا که میخواهیم بفهمیم این میل جنسی چگونه به سمت دنیای خارج معطوف میشود. 

رابطه جنسی معمولا با حضور دو نفر انجام میشود، سیر نرمال رابطه جنسی چگونه است؟ میل جنسی در انسان ها بدین شکل است که معطوف به فرد خاصی است، و آن شخص از دیگران متمایز است. ما شخص دیگر را آنچنان که هست می طلبیم. حیوانات این گونه نیستند. حیوانات غریزه جنسی دارند و آن را پی میگیرند ولی میلی برای یک فرد دیگری ندارند، یک دلیل این است که حیوانات مفهوم «فرد» ندارند. وقتی که شخصی به شخص دیگری میل پیدا میکند، انواع و اقسام موانع بر سر راه او وجود دارد. یکی  نامشخص بودن وضع است، با آن شخص دیگر چه کار میخواهی بکنی؟ ما میتوانیم به شخص دیگری میل داشته باشیم بدون اینکه بخواهیم با آنها عمل جنسی انجام بدهیم. افلاطون بر این باور بود که در شرایط معمول ما باید بر این نوع میل غلبه کنیم و با شخص دیگر به روشی کاملا متفاوت یکی بشویم. رابطه جنسی نرمال به اظهار عشق و بدست آوردن توافق طرف مقابل به عنوان یک فرد، به فرد مقابل وابسته است.  وقتی رابطه جنسی شکل میگیرد نوعی تملک دوطرفه است، به این معنا که هر فرد خودش را به دیگری می بخشد. البته این همیشه اتفاق نمی افتد، ولی اگر نرمال بودن را به این شکل تعریف کنیم، بخشی از ماهیت اخلاقی رابطه جنسی را متوجه شده ایم. بنابراین رابطه جنسی یک عمل متقابل است. در عین حال غیرقابل انتقال است. آنچه به شخص مقابل ارائه میکنید، برای او و به خاطر شخصی که هست می‌باشد. بنابراین آن شخص وسیله‌ای برای ارضای میل جنسی نیست که اگر هر شخص دیگری هم جای او می‌بود بتوان این کار را انجام داد. سکس برای حیوانات رابطه ای بین یک حیوان و حیوان دیگر نیست، بلکه عملکردی است که شرایط را برای هر دو آنها تغییر میدهد، به عبارتی ابزاری رابطه‌ساز برای حیوانات نیست. 

همه ما تا جایی که ایده ای درباره نرمال بودن داریم ایده ای هم درباره انحراف جنسی داریم. ایده نرمالیته ای که اسکروتن معرفی میکند در سنت خاصی ریشه دارد، مانند هر تعریف دیگری از نرمالیته. این تعریف توسط گروهها و جوامع دیگر ممکن است مورد قبول نباشد. هر گروه یا جامعه ای مسیری برای میل جنسی نرمال تعریف میکنند و بعد انحراف از آن را نیز تعریف میکنند. انحراف جنسی هنگامی روی می دهد که عمل متقابل غیر قابل انتقال را کنار بگذاریم. به عنوان مثال وقتی اندام جنسی به عنوان اجزایی که ممکن است روی بدن هر کسی باشد و هیچ فرقی نکند آن شخص چه کسی است، یا رابطه جنسی با شخص زیر سن قانونی، شخصی که هنوز نمی تواند مسئولیت رفتارش را کاملا به عهده بگیرد، یا رابطه با شخصی که مرده است، اینها نمونه های اصلی انحراف جنسی برای راجر اسکروتن هستند. 

خودارضایی مثال بحث برانگیزی است. به لطف پورنوگرافی و مشکلات بر سر راه ایجاد روابط دلخواه و واقعی، در فرهنگ خودارضایی زندگی میکنیم. خودارضایی فاکتورهای مشابهی با انحراف جنسی دارد، همه انسان ها این کار را در زندگی خود انجام می دهند، ولی اگر  اعتیاد آور شود مانع از شکل گیری روابط جنسی با دیگران میشود و میتواند مصداق انحراف جنسی باشد. استفاده از «انحراف جنسی» الزاما برای محکوم کردن آن عمل نیست، برای اینکه بتوانیم اخلاق جنسی را تعریف کنیم به مفاهیم بسیار بیشتری نیاز داریم. به عنوان مثال، به مفهوم اعتیاد نیاز داریم که میتواند مانع شکل گیری رابطه جنسی و عاطفی با اشخاص دیگر شود. گونه هایی از اعتیاد به پورنوگرافی و خودارضایی هستند که آزادی فردی شخص را از بین می برند. اعتیاد به خودارضایی یا رابطه جنسی، مثل هر اعتیاد دیگری، یکپارچگی سوژه را از بین می برد.

اگر شخصی آگاهانه با یک شی یا عروسک رابطه جنسی برقرار کند، به شخص دیگری آسیب نمی رساند، بنابراین ممکن است گفته شود که این کار نمی تواند غیراخلاقی باشد. ولی اخلاق فقط کاری که با دیگران میکنید نیست، کاری که با خود میکنید نیز هست. برای شخصی مثل ارسطو اخلاق دقیقا همین است، بدست آوردن فضیلت های اخلاقی، انسان باید به کمال خود برسد، رابطه جنسی نیز در این راستا مهم است.
  
برای مطالعه بیشتر Scruton, R. (2006). Sexual desire: A philosophical investigation. A&C Black.

نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...