Monday, June 22, 2015

الهیات برای ملحدان

ناتان شنایدر

ترجمه زهیر باقری نوع پرست


جیمز وود، نویسنده ای که خود بین ایمان و بی ایمانی زیسته است، ماه گذشته در نوشته ای از فراخوانی به الحاد برگرفته از الهیات سخن گفت. در پایان بررسی خود از کتاب تری ایگلتون – کتابی که به نقد ریچارد داوکینز و کریستوفر هیچنز می پردازد – عنوان میکند تنها هاله‌ای از ایمان که بتواند ایمانی برادرانه به ما ارائه بدهد مطلوب است.

در گردهمایی آکادمی آمریکایی دین که سال پیش در مونترال کانادا برگزار شد احتمالا او به آرزوی خود یا چیزی شبیه به آرزویش رسید. پس از موعظه ای از الهیات دانی به نام توماس آلتیز درباره مرگ خدا، فیلسوف ژولیده اسلووانیایی اسلاوی ژیژک که خود را ملحد و یک ماده گرای تمام عیار معرفی میکند، به سخنرانی برای پژوهشگران دین، الهیات­دانان پرداخت. او از حقایقی که تنها مسیحیت در اختیار دارد و اینکه تنها امر جهانی مبارزه جهانی است که مرگ مسیح آن را به ما نشان می دهد سخن گفت. از نظر ژیژک مسیحیت حقیقی الحاد است، و تنها با گذر از مسیحیت میتوان یک ملحد واقعی شد. ژیژک میگوید که به این معنا او یک مسیحی بی قید و شرط است.

او یکی از چندین متفکر پیشرو در سالهای اخیر است که به رغم اینکه به تفکر عمیقا سکولار و مارکسیستی تمایل دارد، به الهیات علاقمند شده است. در سال 1997، آلن بدیو اثری درباره پولس قدیس نگاشت. سه سال بعد جورجو آگامبن، در پاسخی به این نوشته تفسیری موشکافانه در مورد ده کلمه اول پولس قدیس به رومی ها نوشت. هدف هیچ یک از این دو پارسایی یا دینداری نیست، بلکه جستجویی در ساختار انقلاب است. پولس از آن رو برای آنها اهمیت دار که توانست جنبش اجتماعی ای را به راه بیاندازد که شرایط را به شکلی واقعی تغییر داد.

این الهیات دانان ملحد به دنبال ساختن سدی در برابر حمله های سرمایه داری هستند. ولی توقع نداشته باشید که یکشنبه ها آنها را در کلیسا ببنید. هرچند باورمندان مسیحی از نقد ایگلتون به داوکینز و هیچنز استقبال کرده اند، ولی ایگلتون در مقاله ای اخیر اعلام کرده که نه حرفی درباره دعا کردن دارد و نه هیچ قرابتی با بعد نهادی دین. در پاسخ به اینکه او از خوانندگان متن خود چه میخواهد پاسخ داد که مطمئنا من به آنها نمیگویم که به کلیسا بروند. من به آنها میگویم که کتاب مقدس را بخوانند چرا که به نگرانی های رادیکال سیاسی امروز ما مرتبط است. 

با این حال برخی از الهیات‌دانان «واقعی» در حال پیگیری این پدیده هستند و به آن به دید فرصتی برای احیای کسب و کار خود نگاه میکنند. جان میلبنک که اخیرا با ژیژک کتابی نوشته است میگوید که ژیژک نوعی گواه الهیاتی در خود دارد. ژیژک و دیگرانی که به دنبال پاسخ های سیاسی هستند، برخی از گونه های رادیکالیسم فراموش شده موجود در ابتدای مسیحیت را می جویند و بر ارتباط آن با دنیای امروز تاکید می کنند. آنها به نوعی خطری برای وضعیت دین هم به شمار می آیند. اگر ملحدان بهتر از باورمندان کارهای الهیاتی انجام دهند به چه معنا خواهد بود؟

ویراستار کتاب اخیر ژیژک میگوید که ژیژک خطری برای الهیات مسیحی موجود و کلیسا است، و وقت آن رسیده است که الهیات توسط چتربازهای درجه یک انجام شود.

در این چرخش الهیاتی میلی خطرناک نیز نهفته است. به نظر می آید که هیچ کس حاضر نیست به خاطر فلسفه سکولار کشته شود. ولی در ادیان دوران پس از سکولاریسم خون های زیادی ریخته می شود. بمب گذاران انتحاری و قاتلان پزشکانی که سقط جنین انجام می دهند مورد تقبیح همه ما هستند، ولی به نظر می رسد که به ایمان راسخی مانند آنچه که پولس و دیگر مسیحیان نخستین را به شهید شدن برای ایمان خود واداشت تمسک خواهند جست. سیاستی که بتواند افراد را به گونه ای سازمان دهی کند که از تعدی سرمایه و ایدئولوژی جلوگیری کند مطمئنا به چنین تعهدی نیاز دارد. شاید الهیات به این قدرت دوگانه درون ماهیت بشر دسترسی پیدا کند و این امکان را بدهد و بدین وسیله بتوان ماهیت بشر را به شکل کامل متحول کرد.

به گفته ویراستار اثر ژیژک  واضح است که لیبرالیسم دیگر ایده جدیدی ندارد. چرخش از فلسفه به الهیات از نظر او گامی است در راستای محافظت از فقرا و مبارزه برای آینده ای بهتر برای دنیا.


پ.ن این ترجمه تا حدودی آزاد انجام شده است

نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...