Saturday, April 25, 2015

نگاهی به کتاب قوام عاملیت کریستین کرسگارد



عقل عملی و قوام عاملیت
نگاهی به کتاب قوام عاملیت کریستین کرسگارد
زهیر باقری نوع پرست

کتاب قوام عاملیت The Constitution Of Agency یکی از آثار مهم کریستین کرسگارد Christine Korsgaard، فیلسوف آمریکایی است که به بررسی آن می پردازیم. در این کتاب کرسگارد به بررسی عقل عملی، فضیلت اخلاقی، و دلایل عمل می پردازد. آثار عمده وی در زمینه عقلانیت، عقل عملی، ماهیت عمل، عاملیت و اخلاق هستند. کرسگارد دانشجوی جان رالز بوده و تحت تاثیر خوانش رالزی از کانت است. علاوه بر کانت او از ارسطو نیز برای تحکیم موضع خود بهره می برد و بر این باور است که نظرات کانت و ارسطو در زمینه اخلاق و عمل مکمل یکدیگر هستند. کرسگارد با رویکرد فایده گرایانه جان استوارت میل و نظرات دیوید هیوم در زمینه عقل عملی، با این دلیل که این دو رویکرد در تبیین عمل عقلانی ناتوان هستند، مخالف است.

از نظر جان استوارت میل عمل چیزی جز محصول نیست و از این رو تنها پیامد عمل اهمیت دارد. در نتیجه از نظر جان استوارت میل اخلاقی بودن عمل توسط پیامدهایش مشخص می شود. نظرات جان استوارت میل در زمینه اخلاق و عمل در دنیای انگلیسی زبان قبل از جان رالز فراگیر بودند. جان رالز با خوانش خود از کانت زمینه تغییر رویکرد نسبت به این برداشت از اخلاق و عمل  را در دنیای انگلیسی زبان فراهم کرد. کرسگارد در این کتاب سعی دارد نشان دهد که برداشت ارسطویی و کانتی از عمل منسجم است و رویکرد جان استوارت میل و هیوم قابل دفاع نیست. ارسطو عمل و محصول را دو امر مجزا میدانست. از نظر او هر عملی به خاطر خودش انتخاب می شود، و عمل خوب توسط شخص فضیلت مند انجام می شود. تعریف عمل خوب از نظر ارسطو عملی است که در زمان درست، به روش درست و با هدف درست انجام می شود. کانت مفهوم وظیفه را محوری می کند، وظیفه برای کانت شامل اعمالی می شود که توسط قوانین جهانی معین می شوند. کانت بین عمل کردن در تطابق با وظیفه و عمل کردن بر اساس وظیفه تفاوت قائل می شود. در حالت اول، شخص یا برخلاف میل و انگیزه­اش مطابق با وظیفه­اش عمل می کند یا فاقد انگیزه و میلی در این راستا ست ولی در حالت دوم، با آگاهی از اینکه عملی خاص وظیفه اش است آن را انجام می دهد. کریستین کرسگارد سعی دارد نشان دهد که کانت و ارسطو در رویکردشان به عمل عقلانی شباهت های زیادی دارند و در پی آن است که بر اساس این همانندی ها، قوام عاملیت انسان را تعریف کند. عاملیت نزد کرسگارد مستقیما توسط عمل تعیین می شود بنابراین تعریف عمل برای او در این کتاب نقشی محوری و اساسی دارد.
برخی بر این باور هستند که ما در مقابل جهان، منفعل و تنها دریافت کننده داده های حسی هستیم. کرسگارد با این گروه مخالف است، از نظر او ما در ادراک و حواس خود نیز نقش داریم و صرفا دریافت کننده نیستیم، هرچند ادراک های ما الزاما عمل نیستند. اعمال ما خودآگاه هستند و ما تصمیم به انجام آنها گرفته ایم. با این حال نقشی که در مقابل دریافت داده ها از جهان بازی می کنیم، تعیین‌کننده‌ی آن چیزی است که از جهان دریافت می‌کنیم . ذهن ما در دریافت داده ها از طبیعت، از انسان های دیگر و به طور کلی هر چه بیرون از ذهن‎ ماست، نقش دارد. برای کرسگارد دو نوع خردورزی وجود دارد که نقش ما در آن پررنگ است: خردورزی علمی و خردورزی عملی. خردورزی عملی هنجاری است و ما را به انجام عمل وا می دارد. بررسی این نوع خردورزی محور این کتاب است.
دیوید هیوم بر این باور بود که امیال درونی ما هستند که ما را به عمل وا می دارند و دلیل اعمال ما هم همین امیال هستند. این نوع نگاه به عمل ابزاری است و نمی تواند بین رفتار ماده شیری که تمایل دارد از توله شیرهایش نگهداری کند و عمل انسان تفاوتی قائل شود (این قرائت از هیوم مرهون نوشته های برنارد ویلیامز است، برخی هیوم شناسان مانند سایمون بلکبرن برسر این قرائت چند و چون می کنند). کرسگارد منکر تمایل و انگیزه نیست ولی بر این باور است که اگر دلیلی برای عمل ما وجود داشته باشد باید هنجاری باشد و از نظر کرسگارد تمایلات نمی توانند هنجاری باشند. کرسگارد به دیدگاه دیگری نیز نقد دارد، دیدگاهی که بر مبنای آن عمل یک شخص هنگامی عمل مدلّل شناخته می‌شود که بر اساس استانداردی  خارج از انسان عمل کند (این دیدگاه متاثر از آراء کانت است که با خوانش رالز از کانت در تعارض است). مشکل این دیدگاه این است که از انسان ها جدا است، از آنها نمی جوشد و نهایتا می تواند به «مطابق وظیفه عمل کردن» بیانجامد و نه «بر اساس وظیفه عمل کردن». در صورتی که دلیل عمل مستقل از میل شخص باشد یعنی خارج از اوست. اگر شخصی بر این باور باشد که دلایل عمل های ما مستقل از میل ما هستند باید مشخص کند مقوّمات این نوع دلیل ها چیست، چه خصوصیاتی دارند، انسان ها چگونه و چرا باید به چنین دلایلی توجه کنند. در این رویکرد مشخص کردن اینکه دلیل عمل چگونه می تواند هنجاری باشد کار بسیار دشواری است.  
اگر عملی درست باشد، وظیفه ما است که آن را انجام دهیم و بدین منظور لازم است به انجام آن میل داشته باشیم. اگر برای انجام عملی دلیلی داشته باشید ممکن است آن را به خاطر ضعف اراده انجام ندهید. اگر دلیلی از روی ضعف اراده نتواند ما را به انجام عملی وا دارد نمی توانیم نتیجه بگیریم که دلیلی وجود ندارد و تنها میل است که ما را به انجام عمل وا می دارد. اینکه فرد تشخیص می دهد انجام کاری وظیفه او است، دلیلی هنجاری را شکل می دهد هرچند ممکن است به علت ضعف اراده نتواند از آن پیروی کند.
 کانت مثالی دارد که در آن شخصی تهدید شده است که یا باید علیه دوستش شهادت دروغین بدهد یا او را به قتل می رسانند کانت می گوید در اینجا کار اخلاقی و عقلانی این است که شخص شهادت دروغ ندهد. یک خوانش از این مثال کانت این است که درست بودن عمل پیشینی است و شخص باید از آن پیروی کند، در حالی که کرسگارد و دیگر رالزی ها بر این باور هستند که کانت میگوید حتی در شرایطی که ناچارید جان خود را نجات دهید متوجه هستید که کار شما غیراخلاقی است. اینکه میتوانیم در مواردی که گزینه پیش روی مرگ است فکر کنیم و سپس تصمیم بگیریم، نشان می دهد از هنجاری پیروی میکنیم. چگونگی اندیشیدن ما به اعمال‌مان باید سازو کار و سامان دهی مشخصی داشته باشد. علاوه بر این اندیشه ما باید اعمال ما را به سمت و سویی مشخص هدایت کنند.
ممکن است هدف شما شمردن سنگریزه های حیات خانه تان باشد، برای اینکه باید به دنبال سنگ ها بگردید و آنها را بشمارید. در رویکرد عقل ابزاری اینکه می خواهید سنگ های حیات خانه تان را بشمارید (میل شما به این امر دایر است) دلیلی برای شمارش آنها می شود. کرسگارد می گوید تنها در صورتی که دنبال کردن هدفی عقلانی باشد باید در پی یافتن وسیله ای برای آن باشید. در واقع وقتی دلیلی برای هدف خود داشته باشید دلیلی برای رسیدن به آن هدف نیز خواهید یافت. از آنجا که عقلانی عمل کردن وظیفه ما است، بنابراین هنگامی که اهداف ما عقلانی باشند ارزش غیرمشروط خواهند داشت. (به عنوان مثال، احترام به انسانیت هر انسانی یکی از هدف هایی است که به صورت غیرمشروط ارزشمند است) در چنین شرایطی است که «باید» شکل میگیرد. هنجاری بودن از هدف به وسیله نیز منتقل می شود، هر چند این بدان معنا نیست که وسیله از تامل و بررسی عقلانی مصون است.  
تصور کنید شخصی می خواهد به ملاقات مادر خود که در بستر بیماری است برود. ممکن است گفته شود در چنین شرایطی این شخص یا برای کمک به مادر خود به ملاقات او می رود که در این صورت از میل خود پیروی کرده است، یا به این دلیل به ملاقات او می رود که برای این کار دلیلی دارد که در این صورت به وظیفه خود عمل کرده است. ولی کرسگارد می گوید این نوع نگاه به این مسئله اشتباه است و نمی توان این شخص را در یکی از این دو فرمول بندی قرار داد بلکه باید او را به عنوان یک کل در نظر گرفت و از این طریق اعمال او را بررسی کرد.  تصویری که این کتاب از عمل به ما می دهد تصویری کل گرا است که در آن باید شخص را با تمامیتش بررسی کرد، نمی توان وظیفه، میل، عادت و دیگر عوامل را به صورت جدا از یکدیگر در نظر گرفت و تنها بر اساس یکی از آنها به بررسی عمل بپردازیم.

نظرات کرسگارد با استقبال و واکنش های زیادی مواجه شده است و این کتاب در کنار دیگر کتاب های او از عوامل تاثیر گذار در رونق بیشتر بحث بر سر عقل عملی در فلسفه است و در احیای رویکرد کانتی-رالزی به عمل و اخلاق نقش بسزایی داشته است. 

پست آخر.

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند لب های باز ما را بگذار تا بدوزند بگذار خون ببارد از روی سینه ما روزی شکفته گردد گلهای کينه ما