Sunday, February 15, 2015

ملانی جوی و گیاه خواری به عنوان گزینه اخلاقی



»تا زمانی که کشتارگاه وجود داشته باشد میدان های جنگ نیز وجود خواهند داشت» تولستوی




گیاه خواری به عنوان یک گزینه اخلاقی سوالی جدی است و در خور تامل. آیا انسان به لحاظ اخلاقی میتواند حیوان ها را به خاطر خوردن گوشتشان بکشد؟ در ادامه به رویکردی گیاه خوارانه که توسط ملانی جوی می پردازم و سپس چند پرسش برای بررسی بیشتر طرح میکنم.

ما به کودکان خود می آموزیم که حیوانات را دوست داشته باشند، حیوان ها قهرمان‌های کارتون های دوران کودکی ما هستند، بسیاری از ما حیوانی خانگی داشته ایم یا داریم، و هنگامی که خشونت یا بدرفتاری نسبت به حیوانات می بینیم ناراحت و/یا خشمگین میشویم. بنابراین در اینکه ما حیوانات را دوست داریم یا دست کم از آزار و اذیت آنها ناراحت میشویم میتوان توافق کرد.

حال تصور کنید به یک مهمانی می روید و غذایی میخورید که در آن گوشت به کار رفته است. از طعم غذا خوشتان می‌آید و از میزبان می‌پرسید چگونه غذا را درست کرده که اینقدر خوشمزه شده است. او در پاسخ به شما میگوید که در این غذا گوشت گربه به کار رفته است. با شنیدن این پاسخ حالت اشمئزاز به شما دست خواهد داد (فرض بر این است که خوردن گوشت گربه برای شما قابل قبول نیست، در غیر اینصورت گربه در این مثال را با حیوانی که خوردن گوشتش برایتان غیرقابل قبول است عوض کنید) در حالی که تا قبل از شنیدن این سخن، نسبت به این غذا احساس رضایت و خشنودی میکردید. غذا هیچ تغییری نکرده است، آنچه تغییر کرده است آگاهی شما نسبت به محتویات غذا است. در هر فرهنگی تمایزی بین حیواناتی که میتوان گوشتشان را خورد و حیواناتی که نمیتوان گوشتشان را خورد قائل میشوند.

گوشتهایی که در یک فرهنگ، خوردنی حساب میشوند ممکن است در فرهنگ دیگری چندش آور به حساب بیایند. در فرهنگ ما بعید است برای کسی سوال شود که چرا کسی بال مرغ یا جگر گوسفند می خورد ولی اگر کسی به ما بگوید خفاش می‌خورد یا موش می‌خورد برایمان سوال به وجود خواهد آمد که چرا؟ علت اینکه گوشت برخی حیوانات برایمان لذیذ هستند و می خوریمشان ولی گوشت برخی حیوانات را نه تنها نمیخوریم بلکه حتی از تصور خوردنشان حالت بدی بهمان دست میدهد چیست؟

وقتی سر سفره یا در رستوران هستیم، و غذایی که در آن گوشت به کار رفته است میخوریم، مثلن گوشت گوسفند، درحین خوردن غذا آیا به گوسفند فکر میکنیم؟ مثلن ممکن است هنگامی که گوشت گوسفند را میخورید صورت یک گوسفند جلوی چشمتان ظاهر شود؟ معمولن چنین نیست، ولی وقتی به خوردن گوشت حیوان هایی که به خوردن گوشت آنها عادت ندارید فکر میکنید این احساس به شما دست میدهد. (مثال های پاراگراف قبلی). بنابراین میتوان گفت که وقتی گوشت گوسفند میخورید به خوردن حیوان فکر نمیکنید، ولی وقتی به گوشت حیوانی که در حالت عادی نمیخوردیش فکر میکنید به خود آن حیوان فکر میکنید و از خوردن آن منصرف میشوید. بنابراین وقتی گوشت گوسفند یا مرغ میخورید نمیگویید دارم حیوان میخورم.

از شما پرسیده می‌شود پس چرا گوشت گوسفند یا مرغ میخورید، اینها هم حیوان هستند دیگر؟ ممکن است بگویید خوردن اینها در فرهنگ ما متداول است و همین گزینه ها را داریم. اگر خوردن گوشت ضروری نباشد یک انتخاب است و بنابراین یک مسئله اخلاقی است. میتوان با پروتئین های غیرحیوانی پروتئین های لازم را تامین کنیم. ورزشکاران حرفه ای زیادی برای افزایش کارآیی خود به گیاه خواری روی آورده اند.

برای توجیه خوردن گوشت حیوانات به استدلال هایی مانند اینکه خوردن گوشت طبیعی است، متداول است، یا ضروری است روی می آوریم. خیلی از پدیده هایی که امروز آن ها را ناپسند برمیشماریم نیز زمانی همین گونه به حساب می آمدند. مثلن زمانی مردسالاری طبیعی، متداول و ضروری به حساب می‌آمده است، و اگر قرار بود به آنچه که به نظر می آمده است وفادار بمانیم باید همچنان مردسالاری را بپذیریم.

در هر دقیقه 124000 حیوان برای خوردن گوشتشان در دنیا کشته می‌شوند، جمعيت حیوان هایی که برای مصرف انسان ها نگه داری میشوند 9 برابر انسان های کره زمین است. حیوان هایی که برای مصرف توسط انسان ها در شرایط بسیار بد و نامطلوبی نگه داری میشوند. فیلمی که در این یادداشت ضمیمه شده است صحنه هايى از برخوردهای بسیار خشن و شکنجه حیواناتی که برای مصرف انسان نگه داری میشوند دارد، این فیلم مربوط به کشتارگاههای کشور آمریکاست. (صحنه های این فیلم برای برخی آزاردهنده هستند) همچنین گازهای گلخانه ای که به واسطه نگه داری از این حیوانات بوجود میآید از گازهای گلخانه ای که تمامی سیستم حمل نقل ایجاد میکند بیشتر است.

ما برای خوردن حیوانات آنها را احمق و بدون تفاوت با یکدیگر در نظر میگیریم، در صورتی که اگر با یک گاو، گوسفند یا مرغ در مزرعه مدت زمانی را صرف کنید، نسبت به او احساس پیدا میکنید و دیگر یک ابژه یا محصول برای لذت بردن شما نیست.




-----------------------------------

 اگر روزی مشخص شود که گیاه ها نیز هنگامی که بریده میشوند درد میکشند یا نوعی احساس دارند آیا باید از خوردن گیاه نیز خودداری کنیم؟ ممکن است پاسخ یک گیاه خوار این باشد که در این حالت باید کمترین آسیب ممکن را به دیگر موجودات وارد کنیم.
- در صورتی که همه انسانها گیاه خوار شوند، آیا زمین های کشاورزی امکان پاسخ گویی به این حجم از تقاضا را دارند؟
- در گذشته آدم خواری امری وجود داشته است، آیا ممنوعیت آدم خواری میتواند الگویی برای ممنوعیت حیوان خواری باشد؟
- کشتن حیوان‌ها چه نوع خشونت است؟ و آیا میتوان این نوع خشونت را توجیه کرد؟
- اگر حیوان ها را بتوان بدون درد کشت، میتوان از گوشت خواری دفاع کرد؟
- اینکه پروتئین لازم برای بدن با پروتئین های غیرگیاهی تامین میشود مورد توافق است یا محل بحث؟
- کسی از نوع برخورد با حیوان ها در کشتارگاه های ایران خبر دارد؟
ملانی جوی مولف کتاب «چرا عاشق سگ‌ها هستیم، خوک‌ها را می‌خوریم و گاوها را می‌پوشیم؟» است.

پست آخر.

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند لب های باز ما را بگذار تا بدوزند بگذار خون ببارد از روی سینه ما روزی شکفته گردد گلهای کينه ما