Friday, October 17, 2014

تسامح و نسبی گرایی


هنگامی که ما در مسائل اخلاقی با شخص دیگری اختلاف نظر داریم، ممکن است بخواهیم در کارهای او که از نظر ما به لحاظ اخلاقی نادرست حساب میشود دخالت کنیم، او را باز بداریم یا او را مجاب کنیم که آن کار را انجام ندهد. تسامح اصلی است که می گوید وقتی در مسائل اخلاقی با کسی اختلاف نظر داریم  و راهی نیست که بتوانیم به لحاظ عقلی درستی نظر یک طرف را تعیین کنیم، نباید در کار آن شخص یا گروه از اشخاص دخالت کنیم و باید آنها را به حال خود بگذاریم. بنابراین تسامح یک هنجاراخلاقی است، چرا که به ما میگوید چه باید بکنیم. در فضای جامعه ما معمولا گفته می شود که تسامح با نسبی گرایی گره خورده است. این سخن نادرست است.

تسامح به عنوان یک ارزش جهانشمول مطرح می شود یعنی نمی تواند نسبی باشد. اگر قرار باشد تسامح یک ارزش اخلاقی نسبی باشد نمی تواند یک ارزش جهانشمول باشد و فقط در برخی فرهنگ ها یا گروهها یا افراد ارزش به حساب خواهد آمد. تسامح به عنوان یک ارزش اخلاقی غیرنسبی مطرح می شود که همه باید در موارد اختلاف بر سر امور ارزشی و اخلاقی که به لحاظ عقلانی نمی توان آنها را حل و فصل کرد به آن پایبند باشند فارغ از اینکه مثلن در کدام فرهنگ یا پیرو کدام دین باشند. ممکن است برخی نسبی گرایان به تسامح به عنوان یک ارزش نسبی که مورد تایید خودشان است پایبند باشند، در آن صورت نمی توانند به عنوان اصلی جهانشمول آن را معرفی یا تبلیغ کنند و نمیتوان موضع آنها را به عنوان موضعی جهانشمول نقد کرد.

مطلق گرایی اخلاقی تضادی با تسامح ندارد، اگر ما بر این باور باشیم که اصول اخلاقی که داریم مطلق هستند ولی در عین حال نتوانیم کسی را به لحاظ عقلی و به وسیله گفتگو مجاب کنیم که اصول اخلاقی مطلق ما درست هستند میتوانیم بر اساس اصل تسامح او را به حال خود واگذار کنیم تا کار خود را بکند و ما نیز کار خود را بکنیم.

نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...