Wednesday, October 15, 2014

نسبی گرایی و زمینه گرایی


نسبی گرایی اصطلاحی بسیار رایج است و از آنجایی که نسبی گرایی در فلسفه به عنوان پاسخی ساده و بی اهمیت به مسائل پیچیده نگریسته می شود به عنوان موضعی که باید مورد نقد قرار بگیرد، بررسی میشود. با این حال نسبی گرایی گاهی با زمینه گرایی اشتباه گرفته می شود. در ادامه به معرفی زمینه گرایی و تفاوت آن با نسبی گرایی اشاره خواهم کرد.

فرض کنید شما به من تلفن می زنید و می گویید «الان ساعت 4 است» هنگامی که این گزاره در ساعت چهار در ایران گفته شود صحیح است ولی همان لحظه در اتریش ساعت شش و نیم است و برای من «الان ساعت 4 است» صحیح نیست.

درست اين است كه شمادر هر  اعلام ساعت در مكالمه ى تلفنى با من، «به وقت ايران» را به گزاره خود اضافه كنيد ولی از آنجایی که من میدانم شما در ایران هستید و شما هم خود از این قضیه آگاه هستید، ممکن است نگویید «به وقت ایران الان ساعت 4 است» و به گفتن اینکه «الان ساعت 4 است» اکتفا کنید. ولی این به این معنا نیست که الان هم «ساعت 4 است» و هم «ساعت 4 نیست» و این دو گزاره نقیض صحیح هستند. الان «ساعت چهار به وقت ایران است» و الان «ساعت چهار به وقت اتریش نیست» گونه درست این گزاره ها است و جمع این دو تناقضی بوجود نمی آورد. هر زمینه ارزش صدق گزاره های خود را جداگانه مشخص میکند. بنابراین «الان ساعت 4 است» نمیتواند به صورت کلی درست باشد و با توجه به زمینه ای (اینجا منطقه زمانی ایران، اتریش یا فرانسه یا کشورهای دیگر زمینه هستند) صحیح یا غلط است.

اگر شما بگویید «الان به وقت ایران ساعت 4 است» و دیگری بگوید «الان به وقت ایران ساعت 4 نیست» و من بگویم این دو گزاره هر دو صحیح است موضع من نسبی گرایانه است. 

ممکن است شما بگویید «گوشت خوک حرام است» این گزاره در دین اسلام صحیح است ولی در دین مسیحیت صحیح نیست. یعنی حرام بودن یا نبودن گوشت خوک بستگی به این دارد که درباره کدهای غذایی چه دینی صحبت کنیم.
بنابراین

الف) «گوشت خوک در اسلام حرام است»  صحیح است
ب) «گوشت خوک در مسیحیت حرام نیست» صحیح است

را نمیتوان به ترتیب به

ج) «گوشت خوک حرام است» صحیح است
د) « گوشت خوک حرام نیست» صحیح است

ترجمه کنیم و سپس بگوییم «الف» و «ب» متناقض هستند. چرا که صحبت کردن از حرام بودن گوشت خوک به صورت کلی بی معنا است، حرام بودن یا نبودن گوشت خوک را باید از یک زمینه اخذ کرد، اگر زمینه مورد نظر ما اسلام باشد گوشت خوک حرام است و اگر زمینه ما مسیحیت باشد گوشت خوک حرام نیست. بنابراین اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم باید هر بار بگوییم «گوشت خوک در اسلام حرام است» ولی هنگامی که شخص غیرمسلمانی در جمع نیست یا برای جمع مشخص است که منظور شما «در اسلام» است یا عواملی از این دست باعث می شود بگوییم «گوشت خوک حرام است» یا به صورت محاوره ای بگوییم «خوک حرومه». بنابراین مثلن وقتی یک مسلمان و مسیحی وارد مشاجره می شوند و مسلمان می گوید «گوشت خوک حرام است» و منظورش در دین اسلام است و یک مسیحی میگوید «گوشت خوک حرام نیست» و منظورش در دین مسیحیت است این دو همدیگر را نقض نمی کنند. اگر دو نفر بر سر دو گزاره زیر اختلاف نظر داشته باشند

 ش) «گوشت خوک در اسلام حرام است»
 س) «گوشت خوک در اسلام حرام نیست»

و شخصی بگوید که هم «ش» و هم «س» صحیح است آنگاه نسبی گرا است.

مورد ساعت و گوشت خوک که بررسی شد نمونه های زمینه گرایی هستند نه نسبی گرایی، یعنی زمینه ای وجود دارد و ارزش صدق گزاره های ما با توجه به آن زمینه بررسی می شود.

سوالی که ممکن است در این مرحله بوجود بیاید این است که آیا زمینه های مختلف با یکدیگر هم ارزش هستند و فرقی میکند کدام را انتخاب کنیم؟ در مثال «ساعت 4» ممکن است سوال بپرسیم که کدام منطقه زمانی (که زمینه بحث ما بود) بهتر است؟ ممکن است برای برخی تفاوتی نداشته باشد در کدام منطقه زمانی هستند، ولی ممکن است مثلن برای یک بازرگان بین المللی یک منطقه زمانی برای تجارت بین المللی مناسب تر باشد و به این دلیل برخی منطقه های زمانی از برخی منطقه های زمانی دیگر برای او مناسب تر خواهند بود. بنابراین زمینه گرایی الزامن به معنی هم ارزش بودن یا مساوی بودن زمینه ها نیست و تفاوت زمینه ها قابل بررسی است. 

نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...