Saturday, September 27, 2014

ویتگنشتاین سوم

ویتگنشتاین سوم؟
زهیر باقری نوع پرست
ویتگنشتاین تنها فیلسوفی نیست که در طول عمر خود به بازبینی آرای خود پرداخته است، ولی از آن رو که آرای ویتگنشتاین در دوره دوم فکری اش حاصل نقد و بازبینی آرای وی در دوره اول فکری اش و این بازبینی به انقلاب بیشتر شبیه است، از دیگر تغییر موضع هایی که نزد دیگر فیلسوف ها نیز متداول بوده، متمایز است. کتابی که مشخصه ی دوره اول فکری ویتگنشتاین است، رساله ی منطقی فلسفی است و دوره دوم فکری او نیز معمولا با کتاب پژوهش های فلسفی شناخته می شود. کتاب سوم ویتگنشتاین «در باب یقین»  که نسبت به دو کتاب دیگر کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، اخیرا به یکی از منابع اصلی در بحث های معرفت شناسی تبدیل شده است. یکی از سوالاتی که پس از اهمیت یافتن این کتاب مورد توجه واقع شد این است که آیا تفاوت این موضع فلسفی ویتگنشتاین در این کتاب با پژوهش های فلسفی تفاوتی معنادار است یا بسط تفکر دوره دوم ویتگنشتاین به مباحثی نو محسوب می شود؟
دنیل مویال شروک، فیلسوف انگلیسی، که متخصص فلسفه ویتگنشتاین (به خصوص کتاب در باب یقین است) در سال 2004 از ویتگنشتاین سوم سخن گفت (مویال شروک 2004)، و در سال 2008 کنفرانسی با عنوان «ویتگنشتاین سوم» را هدایت کرد. اما مراد مویال شروک از ویتگنشتاین سوم صرفا کتاب در باب یقین نیست. از نظر او کتابهای در باب یقین، درباره رنگ ها، برگه ها، نوشته های ویتگنشتاین در مورد روانشناسی فلسفی، و بخش دوم پژوهش های فلسفی نماینده دوره سوم فکری ویتگنشتاین هستند، آثاری که همگی پس از سال 1946 نوشته شده اند. مویال شروک بر این باور است که آثاری که وی به ویتگنشتاین سوم منتسب می کند نه به خاطر تفاوت معنادار با ویتگنشتاین دوم بلکه توجه به در باب یقین به عنوان یک اثر مجزا و نه صرفا یکی از آثار ویتگنشتاین دوم است، چرا که از نظر او در کتاب در باب یقین ویتگنشتاین از پژوهش های فلسفی فراتر رفته است. (مویال شروک 2009)
ایده ویتگنشتاین سوم مقبولیت چندانی نیافته است، و در مواردی با انتقاد نیز مواجه شده است. شدیدترین نقد، نقد پیتر هکر بود، که عنوان کرده یک بازی دست جمعی توسط فیلسوفان متخصص ویتگنشتاین به وجود آمده، آن هم شمارش تعداد ویتگنشتاین ها است. سوال اصلی این بازی «چند تا ویتگنشتاین داریم» است و برنده کسی است که بتواند ویتگنشتاین های بیشتری را برشمارد. (هکر، 2012) هکر بر این باور است که تنها نوشته های ارزشمند ویتگنشتاین رساله فلسفی منطقی و پژوهش های فلسفی است و از آنجایی که دیگر نوشته های وی یادداشت های ناتمام هستند نمی توان به آنها بهای زیادی داد. آنچه هکر درباره ویتگنشتاین می گوید مدت ها است که در مورد نیچه مطرح بوده است و راه حل مناسبی برای ارجاع به آثار نیچه ارائه شده است که می توان آن را برای ویتگنشتاین نیز به کار برد. کتاب اراده معطوف به قدرت، کتابی است که حاصل یادداشت های گوناگون نیچه است، از آنجا که او آنها را به چاپ نرساند، نیچه شناسان شرط استناد به این مطالب در بررسی آرای نیچه را عدم تعارض و تناقض با نوشته های چاپ شده اش می دانند. بنابراین، در مواجهه با نقد هکر به استفاده از دیگر آثار ویتگنشتاین می توان از این روش استفاده کرد.
اما بازگردیم به مدعای مویال شروک، به نظر می رسد شروک با مطرح کردن ویتگنشتاین سوم قصد جلب توجه بیشتر به آثاری از ویتگنشتاین را داشته است که یا کمتر مورد توجه قرار گرفته اند یا تحت عنوان کلی ویتگنشتاین دوم مورد بررسی قرار گرفته اند. از آنجایی که سخن گفتن از ویتگنشتاین اول و دوم به واسطه تفاوت معنادار دو دوره فکری است، طبیعتا انتظار بر این است که معرفی ویتگنشتاین سوم نیز بر اساس همین معیار صورت بپذیرد نه معیار دیگری. آثار ویتگنشتاین دوم، دارای شباهت های خانوادگی هستند و به نظر می رسد که باقی گذاشتن آنها در خانواده ویتگنشتاین دوم بر حق باشد و آفریدن خانواده ای سوم موجه به نظر نمی رسد. با این حال باید در نظر داشت که برخی از شارحین ویتگنشتاین، بین آنچه ویتگنشتاین اول و دوم نامیده می شود تفاوت اساسی نمی یابند، چرا که مفهوم فلسفه و ماهیت اخلاقی فلسفه ورزی در هر دو دوره یکسان باقی مانده است (شونباومسفلد 2007) یا به عبارت دیگر فلسفه همیشه برای ویتگنشتاین یک امر اخلاقی باقی ماند (آمبروسه 1996). گرچه دغدغه ویتگنشتاین تا آخر عمر مسئله اخلاق و اخلاقی زیستن بود ولی این ثبات دغدغه نمی تواند آرا ویتگنشتاین اول و دوم را در یک مجموعه حفظ کند. عینی و فراانسانی بودن منطق، تعین معنی، مطلق انگاری در مورد صدق از جمله خصوصیات اصلی آرا ویتگنشتاین اول بودند، در حالی که انسان شناختی شدن منطق، عدم تعین معنی، و نسبیت گرایی ملایم در مورد صدق از جمله خصوصیات اصلی آرا ویتگنشتاین دوم بودند. این تفاوت ها و تفاوت های دیگر را نمی توان در یک مجموعه فکری منسجم قرار داد و لاجرم باید آنها را به دو دسته فکری اول و دوم ویتگنشتاین تقسیم کرد، با این حال آثاری که مویال شروک می خواهد به عنوان مجموعه سومی معرفی کند با دوره دوم فکری ویتگنشتاین منطبق هستند، و به عنوان مثال کتاب در باب یقین همان رویکرد پژوهش های فلسفی را دارا است و وجه تمایز آنها بررسی عرصه هایی متفاوت از فلسفه است. بنابراین ضرب سکه «ویتگنشتاین سوم» بدون پشتوانه و بی اعتبار خواهد بود.   

دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه وین
m.z.bagheri.noaparast@gmail.com

 Ambrose, A. (1996) ‘Ludwig Wittgenstein: A Portrait’, in Alice Ambrose and Morris Lazerowitz (eds),Ludwig Wittgenstein. Philosophy and Language , Bristol: Thoemmes Press.

Hacker, P. (2012). Wittgenstein on Grammar, Theses and Dogmatism.Philosophical Investigations35(1), 1-17.
Moyal-Sharrock, D. (Ed.). (2004). The third wittgenstein: The post-investigations works. Ashgate Publishing, Ltd..
Moyal-Sharrock, D. (2009) Introduction to Proceedings Issue of Third Wittgenstein. Philosophia 37 (4):557-562
Schönbaumsfeld, G. (2007). A confusion of the spheres: Kierkegaard and Wittgenstein on philosophy and religion. Oxford University Press.


نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...